اصلاْ حالی نیست برای نوشتن. همین.
+.مجتبی دهقانی /
7:50 بعد از ظهر |
چند وقت پیش می خواستم از یک سفر بنویسم؛ اما نشد.
از سفری تفریحی با دوستانی که از قبل می شناختم و دوستان دیگری که طی سفر با آنها آشنا شدم.
اما الان می خواهم از سفری بنویسم که اصلاً تفریحی نیست بلکه هرکسی باید و باید آن را به تنهایی برود. سفری که متاسفانه چند روز پیش یکی از دوستانی که اتفاقاً توی همان سفر تفریحی باهاش آشنا شدم، به سرانجام رساند. سفری که برای دوستانش ،من و خانواده محترمش سرتاسر همراه بود با بغض و اندوه. با «عدی فعلی» خواننده و موسیقیدان جوان یزدی، توی همان سفر تفریحی بود که آشنا شدم. انصافاً آدم شادی بود و سعی می کرد با آن گیتار و صدای زیبایش دیگران را نیز شاد کند. اما متاسفانه الان با رفتنش خیلی ها دیگر شاد نیستند.
روحش شاد.