گزارش ایسنا از جمعآوري ماهوارهها از مجتمعهاي مسكوني توسط يگان ويژه
به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در حالي كه جمعآوري تجهيزات ماهواره تا پيش از اين بر عهده عوامل اطلاعات پليس بود، از پنجشنبه هفته گذشته ماموران يگان ويژه در اين رابطه وارد عمل شده و...
حالا یعنی توی این مملکت هیچ مشکل حاد دیگری وجود نداره که برای جمع آوری ماهواره از یگان ویژه استفاده می شود؟
....
به گزارش ايسنا، در جريان پيگيريهاي پليسي، ماموران يگان ويژه با سه دستگاه تويوتا هايلوكس پس از گشت زني در منطقه الهيه به مجتمع مسكوني «هاله» و آپارتمانهايي كه تجهيزات ماهواره آن مشهود بود، وارد شدند و تا ساعت 13 بيش از 50 بشقاب و LMB ماهواره را از پشتبام منازل جمعآوري كردند.
....فرمانده تيم عمليات نيز كه از روز پنجشنبه (اولين روز جمعآوري گسترده ماهواره) تاكنون به صورت شيفتي از بين افسران ارشد انتخاب ميشده و مسووليت ساماندهي نيروها را برعهده داشته است، امروز «سرهنگ اكبرلو» بود.
چه کار مهم و سختی که برای جمع آوری گسترده از افسران ارشد بهره گرفته می شود در حالی که هرکسی با مجوز قانونی می تونه این کار را انجام دهد.
گفتني است ديشهاي جمعآوري شده پس از صورتجلسه و انتقال به معاونت مبارزه با مفاسد اجتماعي فرماندهي انتظامي تهران بزرگ به انبار صدا و سيما منتقل خواهند شد.
بهتره این دیش ها را به گورستانی در نزدیکی صدا و سیما انتقال دهند.
وی تاكيد كرد: هر گونه ورود به منزل از سوي ماموران نيروي انتظامي بايد با مجوز قانوني بوده و در مواردي كه ديش ماهواره، به طور آشكار مشاهده شود، پليس بدون مجوز هم ميتواند وارد عمل شود.
ودر جای دیگر عنوان می شود : همچنين ماده پنج نيز نيروي انتظامي را موظف ميكند كه با اعطاي حداكثر يك هفته مهلت به استفاده كننده اخطار و در صورت ادامه استفاده با مجوز مقام صالح قضايي نسبت به جمعآوري تجهيزات مذكور اقدام نمايد. كالاهاي جمعآوري در اختيار سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران قرار خواهد گرفت.
فاصله زمانی مشاهده کجا و مهلت یک هفته ای کجا؟
وي با بيان اين كه تا روز گذشته با اعلام شكايت خصوصي در زمينه مزاحمتهاي ايجاد شده از قبل استفاده برخي شهروندان از ماهواره در منازلشان، موضوع پيگيري ميشد، به ايسنا گفت: در راستاي ادامه اجراي مصوبه مجلس شوراي اسلامي، از روزهاي اخير علاوه بر پيگيري شكايات مردمي در اين باره، عوامل اطلاعات و پليس امنيت در صورت مشاهده آشكار آنتن يا ديشهاي ماهواره بر روي پشت بام و يا پنجره منازل، با اخذ دستور قضايي رأسا براي اعمال قانون وارد عمل شدهاند.
مزاحمت برای دیگران- شکایت مردمی. آخه وقتی طرف توی خونه نشسته چگونه برای دیگران مزاحمت ایجاد می کنه که برخی هم از وی شکایت کنند.

برگرد و در ازاي يك حبه كشك سياه شور
گنجشك ها را
از دور و بر شلتوك ها كيش كن
كه قند شهر
دروغي بيش نبوده است
دل خوش
جا مانده است
چيزي جايي
كه هيچ گاه ديگر
هيچ چيز
جايش را پر نخواهد كرد
نه موهاي سياه و
نه دندانهاي سفيد
مرداد
ما بدهکاریم
به كساني كه صميمانه ز ما پرسيدند
معذرت مي خواهم چندم مرداد است ؟
و نگفتيم
چونكه مرداد
گور عشق گل خونرنگ دل ما بوده است
نه
بر مي گردم 
با چشمانم
كه تنها يادگار كودكي منند
آيا مادرم مرا باز خواهد شناخت ؟
آوار رنگ
هيچ وقت
هيچ وقت نقاش خوبي نخواهم شد
امشب دلي كشيدم
شبيه نيمه سيبي
كه به خاطر لرزش دستانم
در زير آواري از رنگ ها
ناپديد ماند
چراغ
بيراهه رفته بودم
آن شب
دستم را گرفته بود و مي كشيد
زين بعد همه عمرم را
بيراهه خواهم رفت
خسته ام از این زندگی . زندگی که تشکیل شده از نفرت، سگ دویی ، پاچه خواری و هزار صفت غیر قابل تحمل دیگر . و خسته ام از این شهر ؛آدمهایش و از همه بیشتر خسته ام از خود .زندگی ای که می دونی آخرش به مرگ ختم خواهد شد و این تنها هدفی است که می دونی بهش می رسی . دوست دارم به قول یارو گفتنی سر به بیابان بگذارم . بیابانی که حتی خودم را هم آنجا نبینم .
بی بی سی با ۳۳ زبان مختلف اخبار روز جهان را پوشش می دهد . اما وقتی می خواهی وارد بی بی سی فارسی شوی، با جمله خیلی آشنای " مشترک گرامی دسترسی به این سایت امکان پذیر نمی باشد " روبرو خواهی شد.
دیروز شنبه ۲۱ مرداد ، روزنامه خاتم یزد در دور جدید منتشر شد . فکر می کنم در حال حاضر این اولین شنبه ای بود که روزنامه ای در یزد به چاپ رسید . خاتم یزد قصد دارد از شنبه تا پنجشنبه بصورت روزانه و با ۸ صفحه که صفحات اول و آخر آن رنگی و مابقی تک رنگ است، منتشر شود .
.................: عزیزم گریه نکن . بگو نشونی بابات چی هست؟
پسر گمشده : بابام پیراهن زرد پوشیده بود و سیبیل هم داشت .

احمدی نژاد بعد از برگشت از خراسان : من میگم حالا بریم استان ...
دیشب که از دفتر روزنامه به خانه می رفتم، یکی از دوستان دوران دبیرستان را دیدم. بعد از کلی احوال پرسی و خبر از این و آن گرفتن دیدم که سیگاری روشن کرد و شروع کرد به کشیدن. ازش پرسیدم در حال حاضر چه کار می کنی؟ آیا دانشگاه می روی یا نه؟ در جواب گفت که من همان اوایل پیش دانشگاهی درس را کنار گذاشتم و دیگه دنبالش نرفتم. پرسیدم حتماً یک کار مناسب داشتی که درس را رها کردی-چون نسبتاً درسش خوب بود و برای نمره گرفتن مشکلی نداشت-؟ گفت واقعیتش نه فقط به خاطر اینکه حوصله درس خواندن را دیگه نداشتم این کار کردم. در ادامه ازش پرسیدم حالا چکار می کنی و آیا هنوز تنهایی یا اینکه اصطلاحاً قاطی مرغ ها شدی؟ آهی کشید و گفت دست روی دلم نگذار .گفتم چرا؟ جواب دادچند ماه بعد از اینکه درس را رها کردم رفتم سربازی. از سربازی که برگشتم به لطف یکی از دوستان توی شرکتی مشغول به کار شدم. بعدش هم زد به سرم و عاشق شدم و ازدواج کردم. گفتم مبارک باشه. کار که داری، ازدواج هم که کردی پس دیگه چرا می گی دست رو دلت نگذارم؟ گفت همه مشکلاتم از دود همین لعنتی بلند می شه. این را که گفت دیگه نتونستم سوالی را که توی ذهنم بود و توان گفتنش را نداشتم ، ازش نپرسم . چون حالتش این را می رساند که چیزی بجز سیگار هم می کشید. بالاخره پرسیدم چی می کشی؟ سکوتی کرد و ... گفتم آخه چه مرگت بود، کار نداشتی، مشکلی داشتی؟ گفت همه اش از سربازی شروع شد و شروع کرد به توضیح دادن. شب نشینی و رفیق بازی و غیره. گفتم تو که دیگه مجرد نبودی و حتماً شب خانمت را توی خونه تنها می گذاشتی و می رفتی پی خوش گذرونی خودت. آیا قبل از اینکه ازدواج کنی خانواده زنت می دونستند که تو ... گفت نه اما پدر و مادرم عقیده داشتند که اگر ازدواج کنم حتماً ترک خواهم کرد . اما این طور نشد. تو موافق بودی با این کار ؟ بله. پس چرا آدم نشدی. تو که می دونستی قرار نیست ترک کنی و نمی تونستی این کار را بکنی تن به این ازدواج دادی تا یک دختر دیگه و خانواده اش را گرفتار کنی؟چون عاشق شدم . آخه بد بخت تو قبل از اینکه عاشق اون دختر بشی، عاشق اعتیادت شدی... اصلاً دلم به حالش نسوخت. چون واقعاً دل سوزی من چه دردی از او و خانواده اش دوا می کرد. می دانستم که او می توانست به چنین موادی روی نیاورد چون هر کسی صاحب عقل است و می توانست راهش را درست انتخاب کند. درضمن از این جور دلسوزی ها در بین مسولان هم کم نیست که با برخورد با چنین موضوعاتی فقط دلسوز می شوند و فردای آن روز همه چیز را از یاد خواهند برد. و غافل از اینکه تا دیروز چند معتاد داشتیم و امروز چند نفر به این جمع اضافه شده اند؟ و واقعیت دیگر اینکه نمی توان تمام و یا حتی تعدادی از معتادان را ترک داد و اینکه بگویند معتادی اعتیاد را کنار گذاشته است باورش خیلی سخت است. پس باید دنبال راهی بود تا بر تعداد این افراد اضافه نشود.


