امروز توی اتوبوس با دو موضوع جالبی روبرو شدم، اول اینکه به حرفهای دو مرد میان سال گوش می دادم(چه کار بدی…) صحبت شان در مورد به قول خودشان جوان های امروزی بود. مثلاً در رابطه با اینکه جوان های امروزی صرفه جویی نمی کنند و یا پس انداز ندارند و اصطلاحاً ول خرجند.یکی از این دو مرد ازپسرش می گفت که چند ماه پیش به دلیل مسائل و مشکلاتی که با وی پیدا کرده است ، از یزد رفته و در شهر دیگری مشغول کار است . می گفت: دیروز که به او زنگ زدم بعد از کلی حرف زدن ازش پرسیدم که خوب حالا تو روزی چند کار می کنی؟ بهم جواب داد که روزی تقریبا ده هزار تومان . در ادامه به او گفتم که با این حساب تو باید برجی تقریبا سیصد هزار تومان درآمد داشته باشی حالا می خواهم بپرسم که تو با این درآمد چقدر پس انداز داری ؟ جواب داد تقریبا هیچی . بعد گفت اصلاً تعجب نکردم چون این مشکل را وقتی که او اینجا هم بود با او داشتم . و شروع کرد صحبت کردن از دورانی که او هم جوان بوده و چه کارهایی که انجام نمی داده و در فلان سنی چه چیزهای که نداشته است .خوب با تمام این توضیحات می خواهم بدونم که ما جوان های به اصطلاح امروزی آیا ول خرجیم و صرفه جویی نمی کنیم ؟ فکر می کنم که بالا غیرتاً حرفی کاملاً حسابی زده است .
دومین موضوعی که برایم پیش آمد این بود که راننده خیلی اسرار داشت خانمی که می خواست اتوبوس سوار شود، بلیط داشته باشد اما او بلیطی نداشت و راننده هم او را سوار نکرد. او گفت سوار می شوم و هنگامی که خواستم پیاده شوم بلیطم را می دهم اما بازهم راننده قبول نکرد و گفت برای من مسئولیت دارد و به من گفته اند که مسافر بدون بلیط سوار نکنم و نهایتاً هم آن مسافر را سوار نکرد و رفت . در همین حال فردی که کنار من نشسته بود وسنی هم ازش می گذشت گفت آقا جان یعنی چه توی این دوره و زمونه خر را با پالونش دارن می دزدند و می برند، حالا این سازمان دولتی لنگ بلیطی است که از مسافر بگیرد؟ تا مثلاً به قول خودشان پولی از بیت المال خورده نشود؟ واقعا حرف بجایی زد...!
